![]() انگار مدتی است مسافر ندیده اید بر سنگفرش حادثه عابر ندیده اید اینگونه چشم خیره بسویم نشسته اید مردم! مگر قیافه شاعر ندیده اید
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
مطالب اخیر
» به اصرار برخی دوستان(( یه غزل اجتماعی)) » وقتی که میثم نباشد » بی عنوان » چه سرخ است....چه سرسبز » چه بد که برای سرودنت بهانه میخواهی... » من به تکرارهای خود دلخوش » » کاش آن اشاره هات... » در هوایت چگونه پر نزنم؟ » تو خورشیدی من اقیانوس پیوندها
پیوندهای روزانه
|
کاش آن اشاره هات
من ماه نیستم اما انگشت اشاره تو همواره به سوی من است به اصرار برخی دوستان(( یه غزل اجتماعی))
با اینکه نمی خواستم تا بعد از چهلم میثم جان آپ کنم اما محض گل روی رفقای گلم : ای به چشم با یه غزل اجتماعی به روز می کنم.
پرانتز باز: ( فردا دوشنبه ۲۷/۳/۸۷ مراسم چهلمین روز میثم عزیزمان در امامزاده شاه میر حمزه برگزار می شود. از همین جا فاتحه فراموش نشود) این که میخوانید فیلم نیست.... بازی از اول غزل اول نقش من باید از ازل اول سینماها همیشه تو در توست بهتر این است لااقل اول دکور صحنه را بیارایی رودی از شیر یا عسل اول تختی از جنس شاخه طوبی آسمانی پر از زحل اول ابتدا با همان درامی که گل من در دم تو حل اول بعد من را که شکل می گیرم پخته کن در تن بدل اول بعد از آن من بدون همبازی در سکانس اتل متل اول پای خود را که در پلان دهم می کشانی به یک هچل اول می گذارم درست جایی که سر بازیگر دغل اول سجده می کرد سالهایت را که مرا دید بی بدل اول جای حساس فیلم را هی کات و تو را و مرا مچل اول تو به او فرصتی دوباره ولی او به حکم تو بی محل اول او از این صحنه خارج و جایش دختر خوشکل غزل اول در سکانسی که عاشقانه شروع آمد و تا مرا بغل اول حس خوبی به هر تماشاچی منتقل شد همان دم اول صحنه پر شد ز رقص من با او خرد شد زیر بشکن آخر شاعری که هنوز سر در گم زل زده پای خرمن آخر به قوافی که هی مبدل ماند در گریم من و زن آخر که هنر پیشه شد برای ابد رفته در حس مانکن آخر و خزیده است پشت ویترین دیدنیهای ساتن آخر می رسی تو به اوج یک برداشت زیر گلدار دامن آخر در خیابانی از هیاهوی عکسهایی که اسکن آخر می رساند تو را به مفهوم سیب یعنی قدغن آخر سیب آدم زنی که فردا را در فنرهای زونکن آخر بایگانی شده است اما تو همچنان گرم دیدن آخر که سرانجام سینما پایان و تو در سایه روشن آخر می روی باز اول بازی خواه راضی یا که ناراضی *********
|+| نوشته شده توسط محسن ناصحی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 20:3
|